به وبلاگ www.natasha.iranblog.com خوش آمديد
مديريت وبلاگ را با ارايه نظرات و پيشنهادات خود در جهت هر چه بهترشدن مطالب وبلاگ راهنمايی نماييد.
با آرزوي لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزيز .
»
جستجو
»
عضویت در خبر نامه
»
لوگوی همکاران
»
نظر سنجی
»
آمار وبلاگ
آمار بازديدها:
بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 1
بازديد هاي این ماه : 195
كل مطالب : 2
كل بازديد ها : 1055
ايجاد صفحه : 0.109375
ثانیه
دوشنبه، 7 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش
- 12:46 PM
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
بوس تنها تصادفيست كه پليس نداره . بغل تنها پاركينگيست كه جريمه نداره .پس مياي تو پاركينگ تصادف كنيم
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد… در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
به بنده خدا ميگن: تا حالا به گا رفتي؟ بنده خدا ميگه: نه، فكر نميكنم، آخه مامانم هميشه ميگه: به بابات رفتي
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته … شعر مي گويم به يادت در قفس غمگينو خسته … من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي … ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستی
یک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي… اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آ مدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي… سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد, گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش, من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند
خدايا : من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري ! پس اي خدا! هيچ مي داني که بزرگوار آن است که گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يک کلام … محتاج توام
اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی, برف رو سیاه کنی, یه بوسه به آتش بزنی, یه نفس عمیق زیر آب بکشی …اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت , بيچاره از اين عشق سوختن آموخت , فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت, ولي من جگرم سوخت
دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کنی
توي هيات ناهار ميدادن، اول خانومها غذا خوردند. بنده خدا پشت بلندگو اعلام ميكنه: خانومها بيزحمت جلوشون رو تميز كنند تا آقايون بيان بخورند
توي شهر خوش غيرت، يه پيرزني بوده كه توي حموم عمومي زنونه، داروي نظافت ميفروخته. بعد از يه مدت اين پيرزنه به رحمت خدا ميره. توي تشييع جنازهاش، مردها ميخوندند: «خدا رحمت كنه فخر النساء رو / كه برق ميانداخت شب جمعه ک… رو
به بنده خدا ميگن: آي لاو يو يعني چي؟ ميگه: يعني بيا ترتيبت رو بدم! ميگن: نه احمق، يعني اينكه عاشقتم! بنده خدا ميگه: آخرش كه چي؟ بالاخره ترتيبش رو ميدي ديگه؟
توي يه ديوونه خونه، ميبين يك ديوونه زغال گذاشته روي سرش. ميگن: چرا اين كار رو كردي؟ ديوونه شلوارش رو ميكشه پايين و ميگه: بفرما قليون
سير اينقدر خاصيت داره كه دكترها شديدا تاكيد كردهاند: خانومها حتما به آقايون «سير» بدن
مربي يكي از قهرمانان سنگين وزن مسابقات ورزشي بهش ميگه: براي مسابقه بايد ده كيلو وزن كم كني، يارو ميره ختنه ميكنه
زن بندهخدا ظرف ميشست، بعد از اينكه كارش تموم شد، شروع كرد بشقابها را يكي يكي با باسنش خشك كردن، بنده خدا ميگه: ليوانها رو هم بده من خشك كنم
be ye turke migan midoni chera mashine atash neshani ghermeze? mige na.migan khob ake 1000000metr shilang ro az posht mikardan to konet ranget ghermez mishod
قزويني انگشت اشارش ايدز ميگيره
فرق هواپيما و پير زن؟؟؟ هواپيما اول سرش بلند ميشه ، بعد ش ، ولي پير زن اول کو…… بلند ميشه بعد سرش
می دونی قزوینی ها شب های جمعه برای مردشون چی خیر می کنن؟ ……. چی توز حلقه ای
تركه سومين بچه شم ديابتي ميشه ميگه خدايا اين ؟يره به من دادي يا كله قند
لره مي ره نهضت سوادآموزي ازش مي پرسن حالا مي توني گوسفنداتو بشماري؟ ميگه آها, مي گن چطوري؟ مي گه اول پاهاشونو مي شمارم بعد تقسيم بر چهار مي کنم
يه بنده خدايي با يه پليس زن ازدواج ميكنه. رفيقاش ازش ميپرسن: شب حجله رو چه جوري گذروندي؟ ميگه: به علت سرعت غير مجاز، ورود ممنوع و نداشتن كلاه ايمني، 3 بار جريمهام كرد
خبرگزاري ببم جان پرس اعلام كرد: با توجه به اينكه وقتي گوشيهاي نوكيا رو روشن ميكنيد يه نفر دست يه بچه رو ميگيره، صاحب شركت نوكيا متولد شهر ببمجان است
ارتباط برخي ترانه ها با مباحث شرعي: خوشگلا بايد برقصن…(امر به معروف), اي قشنگتر از پريا – تنها تو کوچه نريا…(نهي از منکر)/اي خانوم کجا کجا؟ (صيغه فضولي), دلم فقط تو رو مي خواد(تارک الدنيا) , بابا تو ديگه کي هستي دسته شيطونو بستي…(ذنوب الشياطين), يه ماچ دادو دمش گرم …(اکرام ايتام), نمره بيست کلاسو نميخوام (ايثار), منو تهديد ميکني که يه روز از پيشم ميري (کظم غيض)/ تو محشري از همه سري (ذکر) ……التماس دعا
يه روز دانشمندها داشتن با هم قايم موشک بازي مي کردن. انيشتن چشم مي ذاره و نيوتن ميره پشت سر انيشتن يه مربع به ضلع يک متر مي کشه و توي اون مربع مي ايسته! وقتي شمارش انيشتن تموم ميشه بر مي گرده و نيوتن رو مي بينه! ميگه: نيوتن! سوک سوک! نيوتن ميگه: من نيوتن نيستم! الان ثابت مي کنم: مساحت اين مربع 1 متر در متر ميشه 1 متر مربع و من هم که روي اين مربع ايستادم! بنابراين نيوتن بر متر مربع ميشه پاسکال
ستاد اقامه نماز قزوین برای امنیت نمازگزاران سجاده با اینه بغل درست میکنه
می دونی چرا دوتا ترک نمی تونن کنار هم بخوابن ؟ . . . . . برای اینکه تا صبح دعوا می کنن که کی وسط بخوابه
بندهخدا از دندانپزشكي مياد خونه، غذا رو لقمه لقمه ميكنه تو باسنش، بهش ميگن: چيكار ميكني؟ ميگه: دكتر گفته: غذا رو با اون طرفت بخور
ترکه میره آزمایشگاه با دکتر اونجا دعواش میشه میگه:اصلا انم رو بدید برم
به مناسبت سال اتحاد ملي، امسال يارو و بنده خدا و ببم جان و خوش غيرت و… نداريم، همه از دم «خر» هستند
به بنده خدا ميگن: هزار تا پستاندار نام ببر، ميگه: دبيرستان دخترانه
بندهخدا ميره توي جنگل، يه زن ميبينه. زنه كه از قضاي روزگار، مدت زيادي بوده طعم مرد رو نچشيده بوده به بنده خدا ميگه: مياي كار بد بكنيم؟ بنده خدا ميگه: واي، يعني ميگي جنگل رو آتيش بزنيم؟
برو بالا
.
بالا تر
.
تو هنوز فرق بالا و پائین رو نمی دونی ؟؟ تمرین کن فردا چپ و راست رو می پرسم
يه روز يه پير مرده سوار الاغ اش شده بود و چوپوق مي كشيد... چند تا جوون تهراني بهش گير ميدن ميگن عمو جان از چوپوق ات بده الاغ هم بكشه! پيرمرده مكسي مي كنه :ميگه الاغ ام بچه تهرونه چوپوق نمي كشه. وينيستون مي كشه!!!
به تهرانيه ميگن راه هاي پول در آوردن را بگو! ميگه سه راه براي پولدار شدن وجود داره: 1- بابات برات پول دربياره. 2- باباي مردم رو در بياري. 3- بابات در بياد تا پول در بياري!
اگر يه مرد درب اتومبيل رو براي همسرش باز كنه شايد: 1- ماشين نو باشه 2- همسرش جديد باشه 3- اون زن همسرش نباشه 4- مرد گاگول يا گلابي باشه!
تهرانيه به پسرش ميگه: پسرم هیچ می دونی ناپلئون وقتی به سن تو بود، شاگرد اول کلاسش بود؟... پسر به پدر جواب داد: پدر جان هیچ می دونی که ناپلئون وقتی به سن تو بود، امپراتور بود؟!!!!!!
يه تهراني از يه تركه ميپرسه چرا فارسي بلد نيستي ؟ تركه ميگه : آخه من حضرت يوسف نيستم كه زبون هر حيواني رو بفهمم
يه روز يه تركه با خرش ميره تهرون واسه خودش سانديس مي خره اما واسه خرش دلستر. ازش ميپرسن چرا اين كارو كردي ؟ ميگه آخه خر من بچه تهرونه به خاطر همون كلاسش بالاست.
آخرين خبر از اون دنيا : مقامات شهرداري تهران پل صراط رو برداشتن بجاش دور برگردون گذاشتن!!!
به فارسه ميگن اصول دين رو نام ببر ميگه توحيد/نبوت/امامت/ونک/رسالت
يه تهرانيه ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي ميگه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ تهرونيه ميگه: پشت مو رو حال ميكني؟!
يه روز تركه و تهراني رو تو قبيله آدم خورا مي گيرن ميندازن تو ديگ كه بپزن. تهراني هي دادو بي داد مي كرد من زن و بچه دارم من رو نخوريد.... ولي تركه ساكت بوده و هيچي نمي گفته. تهراني ميگه چرا ساكتي الان مي خورنمون! تركه ميگه ديدي شما تهراني ها خنگتر از ما هستيد... تو هم مثل من برين تو غذاشون!
يه روز يه تركه و يه تهراني داشتن با هم تو خيابون را ميرفتن كه يهو يه خره عر عر كرد. تهراني به تركه ميگه ترجمه كن. يه كم اون طرف تر يهو خره گوزيد. تركه به تهراني ميگه حالا تو ترجمه كن!
به يارو ميگن با حسين فهميده جمله بساز ميگه: اصغر گوزيده حسين فهميده!!!
به طرف ميگن با (فرشاد) جمله بساز ميگه : روح غضنفرشاد!
يه روز به يه تركه ميگن با بنزين جمله بساز. ميگه: خوش به حاله شما كه سواره بنزين!
يه روز به يه تركه ميگن با ماهيچه جمله بساز ميگه: خر در برابره ما هيچه!
به غضنفرمی گن با توکیو جمله بساز میگه من خدیجه رو دوست داریم توکیو!!!
یه یارو می گن با ماشین جمله بساز می گه خانوم میاین همسایه ما شین!!!
به یکی میگن با جام جم جمله بساز: میگه :من هر روز صبح که از خواب پا میشم جامو جم میکنم!!
به تركه ميگن با ترجمه جمله بساز... تركه ميگه: انتر جمه كجا بودي!
به ترکه مي گن با جيش جمله بساز: ميگه غضنفر با آبجيش رفت سينما. مي گن خره منظورمون شاش بود: ميگه خب با داداشاش رفت!
به ترکه می گن با گوهر جمله بساز می گه: تو گو هر وقت منو می بینی می گی جمله بساز!
به ترکه میگن: با شیشه یه جمله بساز. میگه: ساعت یک ربع به شیشه!
به يك تركه ميگن با كلمه سرطان يك جمله بساز: ميگه:خيلي معذرت ميخوام......خيلي ببخشيد....خيلي عذر ميخوام... ميگن :آقا گفتيم جمله بساز..چرا معذرتخواهي ميكني؟ ميگه:آخه ميخواستم بگم خاك برسرتان!
يه روز به لوره مي گن با درخت بيد جمله بساز ؟ ميگه:درحياط خانه مايك درخت بيدبيد. ميگن: بيد نه بابا بود ميگه:در حياط خانه ما يك درخت بود بيد.
به ترکه میگن با چکش جمله بساز میگه بابام با چکش رفت بانک
به تركه ميگن با لوبيا جمله بساز ميگه لولو بيا!!!
يه نفر ميگن با ستيز جمله بساز . ميگه د موبايل ست ايز اف
به ترکه ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو تبريز با ما لجن!!!
به یک ترکه میگن : با ابریشم جمله بساز ؟ میگه: هوا ابریشم خوبه!!!
به ترکه مي گن با وطن جمله بساز مي گه: من به حمام رفتم وتنم را شستم. مي گن بابا وطن! وطن با طي دسته دار. مي گه همون ! با طي دسته دار خودمو شستم ديگه!